خرید بک لینک

سیاست نخبهگرایی در شهرداریها

نخبه یا نخبگان کسانی هستند که از نظر شایستگیها و تواناییها در یک گروه، از دیگر همتایان خود برجسته و برگزیدهترند. جوامع، گروهها، دستگاهها و سازمانهایی که در مسیر کارآمدی و اثربخشی این نخبگان تأثیرگذارند نیز با عنوان نهادهای نخبگانی تعریف میشوند. در سالهـای گـذشــتـه، هر نهادی در کشور ما سعی کرده است خود را به جرگه نهادهای نخبگانی کشانده و با اتخاذ سیاست نخبهگرایی (نخبهگزینی یا نخبهپروری) از ظرفیتهای این گروه از جامعه در شناخت مسائل، راهحلیابی، تـصمیمگیریهای مهم و سیاستگذاری راهبردی و حـتـی در زمـیـنـه اجـــرای راهـکـارهـا بـهـرهمـنـد شود.

شهرداریها نیز برای مدیریت و توسعه شهر از این قاعده مستثنا نبوده و نیستند. اما شهرداریها تاکنون چقدر در اجرای این سیاست موفق بودهاند؟

پیش از هر چیز باید گفت در نهاد شهرداری تاکنون هیچگونه آییننامه، چارچوب یا الگویی برای شناسایی، پرورش، گزینش و بهکارگیری نخبگان تدوین و تصویب نشده است. اما فارغ از هر نوع تعریف و الگویی، شهرداریهای کشور با توجه به قوانین استخدامی خود و آییننامههای پرداخت دستمزد به کارکنان، شوربختانه ظرفیت شناسایی و جذب افراد تیزهوش، نابغه یا دارای استعدادهای درخشان را ندارند.

کسانی هم که به هر دلـیـلـی جذب این نهاد میشوند، پس از مدتی با قیاس میزان تلاش و انتظار دریافتی خود با دیگر همتایانشان در دیگر نهادهای دولتی و خصوصی، ترجیح میدهند از شهرداری جدا شده و مسیر دیگری را برای پیشرفت و تعالی خود برگزینند. پدیده فرارمغزها از شهرداریها و برخی دیگر از نهادها به روشنی قابل مشاهده است.

کسانی هم هستند که در «دانشگاه» بزرگ شهرداری با فعالیت در حوزههای مشخص به درجه بالایی از خبرگی، تخصص و شایستگی دست پیدا میکنند. این دسته هم باز به دلیل پیشگفته، تغییر سیاسی در نظام حکمروایی و «گردش نخبگان» و نیز محدودیتهای ساختاری شهرداریها بلافاصله توسط دیگر بخش ها جذب شده و از مجموعه شهرداری خارج میشوند.

در گام دیگر، گرایش شهرداریها به بهرهگیری از نخبگان درون اجتماع است؛ نظیر نخبگان سنتی، مذهبی، تکنوکرات، اقتصادی و... . در اینجا نیز به دلیل خلأهای قانونی و دیوانسالاری دستوپاگیر برای برآوردهسازی انتظارات این اقشار و پیادهسازی ایدهها و پیشنهادهای آنها از یک سو و نبود منابع و سرمایههای لازم به ویژه سرمایه انسانی نخبه برای گفتوگو و درک متقابل و رسیدن به راهحلها، همکاریها و سرمایهگذاریهای مشترک از سوی دیگر، بسیاری از اوقات توفیق چندانی نصیب شهرداریها تحت عنوان یک نهاد نخبگانی نمیشود.بهترین شرایط برای بهرهگیری از توان نخبگان در حل مسائل و مشکلات پیچیدهای است که افراد عادی، هرگز یا دیرتر به راهحل مطلوب آنها دست مییابند. اما پیچیدگیهای نظام مدیریت شهری به ویژه در کلانشهرها و پیدایش نخبه پندارها ونخبهنماهای خودکـامـه در ساختـارهـای پیچیده اداری-اجرایی مدیریت شهری، عملا هر نخبهای را ناتوان ساخته است، بنابراین گاهی احساس میشود که سیاست نخبهگـرایـی در شـهـــرداریهـا شعـاری بیمـسما و بیمعناست.

در شهرداری اصفهان اما تلاش میشود این سیاست با سازوکارهـایی نهادینهشونده به آستانههای تحققپذیری بالاتری نیل پیدا کند. سازوکارهایی نظیر ارتباط های مدیران با معتمدان، مشاوران جوان، نـشـسـتهـای هـمانـدیـشـی با خـبـرگـان، مدیریت روابط با سرمایهگذاران، ایجاد درگاههای ارتباطی با پیشتازان فناوریهای نوین و دهها سازوکار دیگر برای پـیـونـد شهـرداری اصفهان با نخبگان سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی برونسازمانی و از سوی دیگر، برنامهریزی در حوزه سرمایههای انسانی با هدف آموزش و توانمندسازی و الـبـتـه شــایـسـتـهســالاری با نگـاه نـخـبـهپـروری درونسازمانی.

با وجود این تلاش ها، از لحاظ کمی و کیفی برای این سیاست، سنجههایی با هدفهای مشخص و دقیق تعریف نشده و هنوز ارزیابی میزان و رشد موفقیت شهرداری در این راستا میسر نیست. امید است در آیندهای نزدیک بر اساس مطالعاتی که در حال انجام است بتوان به عنوان نخستین شهرداری کشور، در قدم نخست سیاست های لازم را تدوین و قوانین معارض را شناسایی و برطرف کرد تا بتوان در گام بعدی گزارشهای آماری مطلوبی پیرامون این سیاست و دیگر سیاستهای شهرداری منتشر کرد.

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 16:02

صفحه بندی