شکوه اصفهان
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.
شکوه شهر من از شور، آفریده شده است
به گلشنی دل و جانآشنا دمیده شده است
چنان شکوفه زد آزادگی به شهر خدا
که آبروی بهشت از هوا چکیده شده است
خروش گنبد فیروزهاش به جوش دلم
در آسمان شهادت به هم تنیده شده است

سرود زندهدلان در سپیدهدم به بهار
خوش است و خوشتر ازآن اصفهان شنیده شده است
فرشته گوش به افسانه میدهد ز نیاز
چون از زبان زمین، رازها شنیده شده است
به هر سرا پسرانی چو دختران دلیر
ز شیر شیرزنی شرزه پروریده شده است
ز هر چه پردهی مینا فکنده در دل ما
هزار و یک هنر از اصفهان پدیده شده است
شکسته گرمی بازار دل به پنجهی خویش
هنروری که از این پهنه برگزیده شده است
برچسب:
نویسنده: نیکان موسوی