فرهاد به تیشه کوه را سینه شکافت
پشت ِ سخن ِ تازه و دیرینه شکافت
نرم از جگر آهی چو به افسوس کشید
آهــش دل دریـایـــی آییـنه شکافت
اعتماد من به تو مثل یک #آیینه شکسته است. میتوانی دوباره تکه هایش را کنار هم بچینی اما من دیگر نمیتوانم مثل گذشته در آن نگاه کنم.
#قلب شکسته من هم به یک آیینه شکسته می ماند که بهتر است رهایش کنی تا این که در تلاش برای درست کردنش، خودت را زخمی کنی.
برچسب:
نویسنده: نیکان موسوی