خرید بک لینک

خواهش باران

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

ای خوانده تو را سوز دل خام، که باران

وی دست نیاز از  تو  کشد وام که باران

در گوش سپهر آتش صدتیغه فکنده‌است

آه ِ  چمن  و  غنچه  به  پیغام:  که باران

در  بستر  مرگ،  آه  در آمیخته  با خاک

آنجا  که دمد*  ماهی ِ در دام:  که باران

در  هق هق دهقان  و  فغان‌داری  زاغان

افتاده به خواهش  گل  بادام : که باران

دارد به جگر داغ و دریده است به فریاد

هر لاله  لب و جامه  بر اندام،  که  باران

"خون  بارد از آن گونه  که  باران بهاری"

در  باغ  چو  نالد   رخ  گلفام :  که  باران

بشکافت دل کوه و  در اندوه  فرو خورد

چون گوهر اشک از  لبش آرام: که  باران

برداشت در آبشخور خشک از همه‌سو باد

همپای  ستور  از   دل  ناکام :  که  باران

چون فاخته کوکو زند آهوست که جانکاه

هو هو  کند  آغاز  و  در  انجام:  که  باران

در زخمه‌ی ناهید، غریونده چو پروین

کیهان شده در هی‌هی بهرام که باران

این چشم چروکیده، پی چاره چه بی‌تاب

با  ابر  پریشان شده  همگام،  که  باران

بیگانه  رمید از تو  و  در سوگ زمین، زار

افتاد  و  به درگاه تو  شد رام  که باران

تا خاک و چراگاه چو بخت است سیه‌روی

شب، ناله بلند است بر این بام: که  باران

تو به باران و به باران و به باران

یارب تو بباران و بباران و بباران

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 7:40

صفحه بندی