خرید بک لینک

ميشود ديوانهكن گاهي ميان واژگان، تِ

آه اگر آگه كنيد آن يار بازيكن از آن، تِ

او كه داند اين دلم از «كان» عشق آرام گيرد

هر دمي تا دل بلرزد، مينويسد كنج كان، تِ

گر به خوان بادهنوشان در سبو آبي نريزد

«آش» غم را ميگذارد در ميانش يارمان، تِ

در تراز آن دو جادوساز پر كين، واژگونه

پردهداري ميكند بر «راز» چشمش بيگمان، تِ

بيدرنگ آن كيمياگر «مست» اگر گويم زرم كن

سوزدم در بوتهي دل تا برون ريزد نهان، تِ

گفتم اي جان چشم دل را «بس» كه بيند روي ماهش

گفت با من چشم دل را بست با اي واي جان، تِ

آذرماه 98

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1398 ساعت: 0:01

صفحه بندی