خرید بک لینک

پرسان پرسان

جان كجا، جام كجا، خوبي فرجام كجا

منِ آشفتهي جا مانده و ناكام كجا

دل جدا كرد ز تن راه خود و بيپروا

ميدود پشت جوانان ميآشام كجا

دلم از گوشهنشينان دو رو سخت گرفت

به كجا دل خورم و بادهي گلفام كجا

ترسكاري نبرد راه به رندي جانا

پند پيرانه مجو پس كه زنم گام كجا

دل بيگانه چه دانست ز خال رخ دوست

چشم سيراب كجا تشنهي پيغام كجا

خاك درگاه شما را چو كند سرمهي چشم

مرغ بينش رهد از گوشهي اين بام كجا

سيب و سيم است كه بر چاه زنخدان زدهاند

خود ببين دانه كدام است و ره و دام كجا

رفت و آن روز خوش از ياد نرفته است هنوز

خود كجا ناز و سخن برده و دشنام كجا

خواب و آرام ز من چشم مدار اي رخ عشق

من كجا، خواب كجا، مستي و آرام كجا

آبان 98

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 22:50

صفحه بندی